خدایا هنوزم دوسش دارم حتی بیشتراز وجودم......این روزا منوبیاد هرچی قوله میندازه....یاد روزایی که وقتی قول موندن روبهم داده بود خدایا خیلی دوسش دارم بی نهایت .......این روزا شبا بیشتراز همیشه بهش فک میکنم این روزا سرم بدجور درد دارد...خاطراتت مراآزار میدهند...ولی احساس میکنم این دردها تنها دارویی هستند که منوتسکین میدهند......خدایا بنظرت اصلا اون حتی اگه کم ....شده که بهم فک کنه.....
برچسب:
نویسنده: یلدا پورحسین
تاريخ: يکشنبه
28 شهريور
1395 ساعت: 5:17