هیچ وقت نشد فراموشت کنم ....میدونی اصلا وقتایی که فراموشت میکردم ....چجوری بود .....اینجوری بود که قراره فراموشش کنی سحر وامروزفراموشت میکردم وفرداکه میومد به خودم میگفتم اره چقد خوبه فراموشش کردم...وهمی لحظه های بعد رفتنت اینجوری بودکه خودمو مدارا میکردم ولی میبینی که من همش به یادت بودمو .....همش به خودم میگفتم آره امروز هم فراموشش کردم....
خدا کاشکی یه چیزی بودکه منو به گذشته میرسوند کاشکی میشد.....
خدایا احساس میکردم دوسم داره من براش خیلی مهمم....ولی خبری ازینچیزانبود....خدایاکاشکی این همه احمق نبودم.....گول حرفاشو....خوردم.....جوری خوردم که احساس گشنگی میکنم خاک توسرم.....خیلی احمقم....ولی الان که الانه نمیدونم چرا خیلی چیزاهستن که منوب یاد خودت میندازن...."نفسای عشق"
برچسب:
نویسنده: یلدا پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
28 مرداد
1400 ساعت: 8:15